النازم دوستت دارم عاشقتم
|
|
به نام آنکه آموخت به تو فکر کنم ولی یاد نداد بی تو چه کنم....!! دوست واقعی:
وکلام اخر به خاطر عشق ازدواج کن.
... زیر بارون: روز بوجود اومدن تو در دل من. یادت هست که زیر بارون عاشقت شدم. آروم زیر باران وارد زندگیم شدی. آخه میگن نباید دنبال عشق بود باید منتظرش بود. تو هم منتظر من بودی هر چند هیچ وقت نگفتی. نمیدونم چطور شد اما اینو خوب میدونم که من یه بار در زندگیم با یه فرشته زندگی کردم. باران یه نعمته پاکه مطنئم که خدا وقتی میخواست بارونو خلق کنه یادش بود که اون موقع من تورو میبینم پس اونو زیبا تر از همه چیز آفرید. باید باران را درک کرد. باید درک کرد که باران به خاطر دیدن فرشته های زمینی میبارد. یادم نرفته وعده دیدار من و تو زیر بارونه . پس همیشه اولین نفری که زیر بارون میره بدون هیچ سپری خود منم. به امید عاشق شدن زیر باران...
و عشق: در آسمان غزل عاشقانه بال زدم
تقدیم به عزیز راه دورم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
- بنام خالق عشق عشق كلمه اي است آشنا،اما غريب. از عشق بسيار شنيده ايم. عشق ليلي و مجنون،شيرين و فرهاد،گل و بلبل،شمع و پروانه.اما عشق چيست؟ عشق يعني زيبايي.اگر زيبايي نباشد عشق نيست و مسلما هر عاشقي عاشق زيبايي شده است و اگر هم عاشقي بر چيز يا كسي كه به نظر ما زيبا نيست عشق ميورزد از چشم او حتما زيباست. عشق يعني معرفت. اگر معرفت به زيبايي نباشد عشق نيست و اگر كسي درك زيبايي را كه وجود دارد نكند مسلما عشقي پديدار نميشود. پس عشق يعني زيبايي معشوق و بينايي عاشق. هر چه معشوق زيباتر و عاشق بيناتر باشد كوران عشق بالاتر خواهد بود. با تو بودن: مهم نیست که پیشم نباشی
به با تو بودن می انديشم...به اينکه چگونه بايد با تو بود....سالهاست با توام...سالها....در رويای دور ....در خيال نزديک.....به عشق می انديشم.....به عشقی که باتو زاده شد...اما بی تو ادامه يافت....به تو می انديشم....لذت با تو بودن اکنون سايه محوی است در خيال من ...به تو که آنچنان دوری و اين چنين نزديک.....در قلب من رد پايی است که نشان از تو دارد......نشان از وزن خيال تو...راستی کجايی؟....روياى قديمى من....با تو بودن آرزويی است...مرا
آغاز کسی باش که پایان تو باشد:
وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس ت بدن حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی
پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تو در آنسوی کوچه و من در این سوی کوچه من هستم و تو ... زیر باران و نور سردر خانه های همسایه من هستم و تو... بدون هیچ داروغه ای تابی به موهای شرابی شده ات میدهی و پاورچین پاورچین قامت خود را به موج میسپاری می رقصی و می آئی...
و من برای تو می خوانم:
باز باران...
با ترانه
هرگز:
هرگز هرگز ... هرگز فراموش نمی کنم سخنانی راکه از چشمان تو شنیدم می گویند چشمها هرگز دروغ نمی گویند اما من شیرین ترین دروغ ها را از چشمان تو شنیدم آن هنگام که می گفتند: «دوستت دارم» تو بزرگ بودی آنقدر بزرگ که رویاهای من در سرزمین خیال تو قاصدکی بیش نبود بزرگ بودی و دست نیافتنی و من می دانستم در دست نیافتنی ها عظمتی ست پرستیدنی.. زندگی با تو خاطره ای برای من نبود خاطره های با تو تمام زندگی من است... زیر نگاه پاییزی تو من چونان برگی افتادم و از آن روز زیر پای رهگذران خرد می شوم
عشق من دوستت دارم: عشق من دوستت دارم .........
.........................به اندازه همه ی دوست داشتن های دنیا دوستت دارم
نمی دانم که عشق تو به من نیز چنین اتشین است یا اگر هست این طور خواهد ماند نمی دانم چرا وقتی که در کنار ساحل هنگامی که دسستت را روی شانه ی من گذاشته ای احساس میکنم به اوج قله های عشق رسیده ام عشقی که بسیار زیبا و پاک است ان روز بهترین روزه زندگی من
بود چون کنار با تو بودن را احساس میکردم احساس میکردم که تو همانی همان عشق من پس بیا کاری کنیم که هیچ قلب ما از یکدیگر فاصله نگیرد
عشق عسلم VAHID | چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | 14:6 | + | موضوع: |
دوستت دارم
دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است
باور کن:
باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم... دوستت دارم... تا ابد دوستت دارم........
بي تودرخلوت شب ناله ميكرددل من
باهرترانه ازتوخوندن گريه ميكرددل من
ديگه تنهاترازاين نميشه باشم مي دوني؟
سخته برام ازتوجداشدن مي دوني؟
به دلم وعده دادم كه چشات مال منه
به خدادوست دارم اين ديگه حرف آخره عاشق ترین:
عاشق ترین عاشق دنیا هر جا که باشی میتونی صدای پای عشق رو بشنوی باید بری رو موجش ، قد تاپ تاپ قلبت اونوقت ، اگه بتونی تیکه های قلبها رو بهم بچسبونی میتونی آخر عشق رو هم ببینی . میدونم اگه به اندازه ی لحظه ای تو هر قلبی زندگی کنم میتونم عاشق ترین عاشق دنیا بشم به فرشته ها بگو که درها رو باز کنن فرشته هایی که تو قلبها زندگی میکنن فرشته ی تو فرشته ی او فرشته های ساکن تمام قلبهای دنیا ...... من می خوام عاشق ترین عاشق دنیا بشم عاشق گلم......... ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ دوستت دارم:
اي خدا! اي رازدار بندگان شرمگينت اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي اي خدا! اي همنواي ناله ي پروردگانت زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي *** اشك، ميغلتد بمژگانم ز شرم روسياهي اي پناه بي پناهان! مو سپيد روسياه بر در بخشايشت اشك پشيماني فشانم تا بشويم شايد از اشك پشيماني گناهم *** واي بر من، با جهاني شرمساري كي توانم تا بدرگاهت بر آرم نيمه شب دست نيازي؟ با چنين شرمندگيها، كي زدست من بر آيد تا بجويم چاره ي درد دلي از چاره سازي؟ *** اي بسا شب، خواب نوشين، گرم ميغلتد بچشمم خواب ميبينم چو مرغي ميپرم در آسمانها پيكر آلوده ام را خواب شيرين ميربايد روح من در جستجوي ميپرد تا بيكرانها *** بر تن آلوده منگر، روح پاكم را نظر كن دوست دارم تا كنم در پيشگاهت بندگيها من بتو رو كرده ام، بر آستانت سر نهادم دوست دارم بندگي را با همه شرمندگيها *** مهربانا! با دلي بشكسته، رو سوي تو كردم رو كجا آرم اگر از درگهت گوئي جوابم؟ بيكسم، در سايه ي مهر تو ميجويم پناهي از كجا يابم خدائي گر بكويت ره نيابم؟ *** اي خدا! اي راز دار بندگان شرمگينت اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي اي خدا! اي همنواي ناله ي پروردگانت زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي
همه کلماتی را که از نخستین روز افرینش بر زبان انسان جاری شده است گرد می آورم و از میان آنها کلمات روشن و سپید را انتخاب میکنم تا عاشقانه ترین شعر را برای تو بسرایم من روزهای طولانیست که بر کوهی از کلمات نشسته ام و زمین را با خیال هایم رنگ میزنم و برای مردم پنجره های تازه و مهتاب می آورم اما…. هنوز نمیدانم با چه زبانی به تو بگویم دوستت دارم تا خورشید گرم و مهر آمیز به ما نگاه میکند تا دلها عاشق می شوند و به تپش می افتند تا گل سرخ به ناز می روید تا شعله ها سر کش اند تا دریا موج می زند تا کویر ها تشنه اند و تا تو هستی
دوســـــــــــــتت دارم
دوستت دارم: تحمل کردن قشنگه اگه قرار باشه یه روزي به تو برسم
انتظار آسونه اگر قرار باشه دوباره تو رو ببينم
زندگي شيرينه اگه قرار باشه دستاتو تو دستام بگیرم
مشکلات حل میشه اگه قرار باشه روزي به پات بميرم
اشکهام به لبخند تبديل میشه اگه یه بار ببوسمت
و لبخندهام دوباره به اشک فقط اگه ببينم خيال رفتن داري
اما بدون دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف دوستت دارم تا بی نهایت عشق من
میپرستمت:
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن ما کن ای دوست دلم دریا شد ودادم به دستت مکش دریا به خون پروا کن ای دوست... -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتی شب لباسی از حریر سیاه بر تن کرد وقتی شب آمد من به عشق بوی توباز آمدم آمدم تا در بستر سوزان عشقت باشم وبسوزم آمدم تا دراین شب شب زیبا گرم گرم تو باشم آمدم تا با تو بودن وطعم عشق را مز مزه کنم آمدم با قلبی زخمی از نیزه نگاه عشق تو آمدم فقط تا با تو وبرای تو دنیا یم باشم امدم با عشقی لبالب از بوسه های لب تو امدم تا مست عطر گل عشق تو گل باشم
عشق: عشق مشروط مي گويد:به تو عشق مي ورزم چون به تو نياز دارم. عشق بي قيد و شرط مي گويد:به تو نيازمندم،چون به تو عشق مي ورزم. عشق عسلم VAHID | شنبه شانزدهم آبان 1388 | 19:9 | + | موضوع: |
عشق
من از روز ازل، دیوانه بودم دیوانه روی تو،سر گشته موی تو سر خوش از باده مستانه بودم در عشق و مستی، افسانه بودم نالان از تو شد چنگ و عود من تار موی تو، تار و پود من بی باده مدهوشم، ساغر نوشم ز چشمه نوش تو مستی دهد ما را ، گل رخسارا بهار آغوش تو چو به ما نگری غم دل ببری کز باده نوشین تری سوزم همچو گل ، از سودای دل دل رسوای تو ، من رسوای دل گرچه به خاک و خون کشیدی مرا روزی که دیدی مرا بازا که در شام غمم صبح امیدی مرا صبح امیدی مرا عشق: آه که هر کس در هر گوشه و کناري مي کوشد تا به گونه اي ، گرماي ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه که بودم در نهانخانه ي يادم گل ياد تو درخشيد ياد صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته درآب شاخه اي دست بر آورده به مهتاب شب، صحرا، گل، سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ يادم آمد تو به من گفتي از اين عشق حذر کن لحظه اي بر اين آب نظر کن آب آيينه ي عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش که فردا دلت با دگران است تا فراموش کني چندي از اين شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم،نتوانم روز اول که دل من به تمناي تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي من نرميدم ، نگسستم باز گفتم که تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم اشک در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد يادم آمد که دگر جوابي از تو نشنيدم پاي در دامان اندوه کشيدم،نرميدم،نگسستم رفت در ظلمت شب آن شب و شبهاي دگر هم نگرفتي تو از آن عاشق آزرده خبر هم بي تو اما به چه حالي من از آن کوچه گذشتم بي تو اما به چه حالي من از آن کوچه گذشتم ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
میخام یه قصری بسازم: ميخوام يه قصري بسازم من باشم و تو باشي يک شب مهتابي باشه امشب ميخوام براي تو يه فال حافظ بگيرم اگر که خوب در نيومد به احترامت بميرم امشب ميخوام رو آسمون عکس چشمات و بکشم اگه نگاهم نکني ناز نگاهتو بکشم ميخوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه به جون هر چي دل صاف بي خبر از اينجا نري راستي دلت مياد بري؟ بدون من بري سفر؟ بعدش فراموشم کني برات بشم يه رهگذر؟ اي کاش بدوني چشمات و به صدتا دنيا نميدم يه موج گيسوي تورو به صدتا دريا نميدم
دوستت دارم النازم
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زيبايي را با نگاهت شناختم و زندگي را در افق چشمانت يافتم جاودانگي انسان را با جادوي نگاهت پزيرفتم حرارت عشق را با حضورت درک کردم و حلاوتش را از طراوت روح مهربانت چشيدم ترنم ترانه هاي زيبا را با نجواي دل انگيزت آموختم بلنداي شب يلدا را از گيسوان پر تابت درک کردم و آرامش را با در کنار تو بودن حس کردم مفهوم شادي را از لبخند زيباي لبانت دريافتم و غریبی و غربت را در فراقت تجربه کردم دوستت دارم مهربانم. ................. ٭ •٭ •٭•٭ عشق عسلم VAHID | چهارشنبه دهم تیر 1388 | 18:43 | + | موضوع: |
قلب کوچک من تحمّل، عشق بزرگ تو را ندارد!
هروقت تونستي برف رسياه كني... پر كلاغ رو سفيد كني.... آتش رو بوس كني... توي آب يه نفس عميق بكشي... اون موقعس كه من ميتونم فراموشت كنم
گفت: به من بگو چقدر دوستم داری؟ گفتم: تو را به بلندی کوهها، پهنای دشتها، عمق دریاها و به زیبایی گلها دوست دارم. تو را به اندازهی تمام وجودت دوست دارم زیرا هیچکس را بدینسان دوست نداشتهام! با حسرت سری جنباند و گفت: متاسفم از اینکه نمیتوانم حرفهایت را باور کنم زیرا قلب کوچک من تحمّل، عشق بزرگ تو را ندارد! ------------------------------------------------------------------------------------------------
به تو می اندیشم .... به تو ای زیبای من ... نمی خواهم بمانم در این زمانه ی بی پناه نمی خواهم بخوانم من تو را بی جرم و گناه .... ولی خوب می دانم که چه می خواهم.... من تو را می خواهم .... با همه وجود حتی با همه جرم و گناه ..... من تورا می خواهم ..... من تورا ..... من.....
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پایـــیز را دوســت دارم... پایــیز رادوســـت دارم....
پایـــیز را دوســــت دارم... دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود. زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود. زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود. زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود. زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود. زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود . زيباترين تنهاييم گريه براي توبود . زيباترين اعترافم عشق توبود. دوستت دارم. عشق عسلم VAHID | سه شنبه دوم تیر 1388 | 18:54 | + | موضوع: |
دوستت دارم . به معصومیت تمام قدم هایی كه روی كوچه های قلب ویرانم نهادی - به اندازه ی دلتنگی های دل كوچكم كه هنگامه دوری از تو مهربان سراغ صدایت را می گیرند به اندازه ی تمام مهربانی هایی كه در حقم نمودی و به اندازه ی تمام روزهایی كه در كناره هم هستیم و خواهیم بود دوستت دارم به اندازه ی تمام نم نم های اشكی كه بعد از هر خداحافظی از دیدگانم جدا می شود دوستت دارم به اندازه ی تمام شقایق های تازه شكفته دنیا دوستت دارم
--------------------------------------------------------------------------------
|
|